بازداشت تیمهای ترور موسوی و کروبی
نگران تسری سلب اعتماد از حاکمان به حاکمیت و اصل انقلاب هستم
متفکرانی مانند گرامشی و آدرنو به خوبی میتوانند مسایل رسانهای جامعه امروز ما را تحلیل کنند/ چه کسانی باید دیه كشتهشدگان حوادث اخير را به لحاظ شرعی بپردازد؟/ صداوسیما نقش اساسی در سلب اعتماد داشته است.
ایلنا: يك چهره اصولگراي منتقد دولت معتقد است رسانه ملی نقش اساسی و نرمافزارانه در ایجاد سلب اعتماد پس از انتخابات داشته و بايد به همين دليل محاکمه شود.
عماد افروغ درگفتوگو با خبرنگار ایلنا، در تحلیل خود از سخنان آيتالله هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه تهران با بیان اینکه همانگونه که انتظار میرفت و قابل پیشبینی بود صحبتهای ایشان حول محور وحدت و مبانی اسلام و انقلاب اسلامی بود، اظهار داشت: ایشان بدون اینکه وارد مباحث مصداقي و به طور خاص در مورد شخص خود شوند، بر ضرورتهای امروز جامعه ما اشارهاي شایسته داشتند.
وی با بیان اینکه بدون تردید یکی از ضرورتهايي که متاسفانه برخی از اصحاب قدرت نیز متوجه ضرورت آن نیستند، نیاز به بازسازی اعتماد مردم نسبت به نظام و احیای وحدت از دست رفته است، تصریح کرد: امروز شاهد یک سلب اعتماد و افتراق فزاینده در کشور هستیم و به طور خاص من این مسوولیت را متوجه برخی از تفسیرهای غالب از اسلام و جمهوری اسلامی و برخی از رفتارهای صاحبان قدرت و به طور خاص رسانه ملی میدانم.
نماينده سابق مجلس تاکید کرد: رسانه ملی در چند سال گذشته واقعا از جایگاه خود خارج شده است و به جای این که یک رسانه ملی فرا قوهای باشد در اختیار یک قوه خاص آن هم با تعبیر خاص خود است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: اگر بخواهم از رشته تخصصی خود بهره بگيرم، بايد بگويم احساس میکنم که متفکرانی به نام گرامشی و آدرنو به خوبی میتوانند مسایل رسانهای جامعه امروز ما را تحلیل کنند. گرامشی با مفهوم هژمونی و آدرنو با مفهوم صنعت فرهنگ.
افروغ تاكيد كرد: آدرنو بحثی در حوزه رسانهها از جمله تلویزیون دارد و معتقد است رسانهها میتوانند ابزار تحمیق تودهها و فریب آنها شوند و در واقع ميتوانند ابزار وارونه جلوه دادن واقعیتها باشند.
وی خاطر نشان كرد: امروز متاسفم که بگویم رسانه آقای ضرغامی چنین نقشی را ایفا کرده است و برخلاف توصیه بسیاری از انقلابیون و دلسوزان خواسته يا ناخواسته القاء افترا و تشتت كرده است و با بیتوجهی سعی در سلب اعتماد فزاینده داشته است.
افروغ خاطرنشان كرد: باید برای این قضیه چارهاندیشی کرد و يكي از نكات صحبتهای آقای هاشمی این بود که رسانه ملی باید واقعا ملی باشد و یکی از اقتضائات آن، توجه به وحدت و کثرت گروهها و اختلاف دیدگاهها و سلیقههای درون گفتمان انقلاب اسلامی که متاسفانه شاهد آن نیستيم.
نماينده مجلس هفتم با تاکید بر اینکه رسانهملی باید متوجه رسالت خود شود،گفت: رسانه ملی باید این عرصه را در اختیار تمام گروههایی قرار دهد که به نوعی نسبت به آنها و نسبت به نیاز و انگیزه آنها و دغدغه انقلابی آنها جفا صورت گرفته است.
اين نماينده اصولگراي مجلس هفتم با طرح این پرسش که انتساب انقلاب مخملی به افرادی که التزام آنها به انقلاب اسلامی ثابت شده است، چه جایگاهی دارد؟ خاطرنشان کرد: اگر واقعا معتقدیم که عدهای در کشور انقلاب مخملی به راه میاندازند، باید بدانیم که طرف دیگر انقلاب مخملی نظامات سوسیالیستی شبیه چین و روسیه هستند آیا میپذیریم که نظام کنونی ما شبیه چین و روسیه است؟ اگر اين فرضيه را قبول داريم آنگاه ميشود در مورد معترضان بحث انقلاب مخملی را به میان کشید.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه تاکید آقای هاشمی بر مسئله وحدت و ماهیت جوهره انقلاب و اسلام و جایگاه پیامبر تاکیدی بسیار شایسته بود، خاطرنشان کرد: راهحل رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بر آزادي حركت مطبوعات در چارچوب قانون، و اينكه گروهها در چارچوب قانون مجاز به دفاع از حقوق خود باشند، پیشنهاد شایستهای است.
افروغ تاکید کرد: نمیتوان یک طرف را به رعایت قانون دعوت کرد، ولی به کسانیکه زمام قدرت را در دست دارند اجازه فعالیت قانون را نداد، در این صورت مسلم است که اشکال غیرقانونی ظهور پیدا میکند.
وی تصريح كرد: وقتی از محمل قانون عدول میکنیم و یا اجازه فعالیت قانونی به گروههای مختلف نمیدهیم، طبیعتا عدول از قانون افزایش پیدا میکند و حتی به شدت ستیز میافزاید.
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه گذارهای در جامعه شناسی توسط کارکردگرایان که جزو محافظهکاران جامعهشناسی مطرح میشوند، در این مورد نيز وجود دارد، گفت: بر این اساس اگر کانالها و مجاری برای بروز تظلمها و دادخواهیها در جامعه وجود نداشته باشد، شدت ستیز بیشتر میشود. این درحالی است که ما کانالهایی را در قانون اساسی پیشبینی کردیم.
وي ادامه داد: چرا اجازه فعالیت قانوني به گروهها نمیدهیم؟ چرا اگر تقاضای راهپیمایی وجود دارد به تقاضای آنها جواب مثبت نمیدهیم تا سره از ناسره تشخیص داده شود و حساب معترضان داخلی از اغتشاشگران و وابستگان به بیگانه شناخته شود.
افروغ پيشنهاد كرد كه اجازه فعالیت قانونی معترضين قانونگرا را بدهیم و امنیت راهپیماییها را برقرار کنیم تا سره از ناسره تشخیص داده شود.
نماینده اصولگرای مجلس هفتم تصريح كرد: سوال من اینجاست در حوادث اخیر تعدادی از افراد جان خود را بنا به سوءتعبیری که به کار گرفته شد و اعتراضاتی که ولو ذهنی به روندها صورت گرفت جان خود را از دست دادند، چه کسانی باید دیه آنها را به لحاظ شرعی بپردازد؟
افروغ ادامه داد: یکی از راههایی که میتوان از خانوادههای جانباختگان دلجویی کرد پرداخت دیه شرعی و قضایی به آنها است و مهم در این مسیر آن است که آنها متوجه شوند جمهوری اسلامی پایبند به برخورد شرعی با مسائل است.
اين نماينده سابق مجلس با تاکید بر اینکه احساس میکنم پیشنهادهای آقای هاشمی پیشنهادهائی حداقلی و قابل قبول است، گفت: ایشان به آزادی مطبوعات و مطالبات قانونی اصرار ورزیدهاند و این که از متضررین در وقایع اخیر دلجویی شود و باید این پیشنهادها را توسعه داد.
اين استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه وحدت در عین کثرت قابل قبول است، خاطرنشان کرد: باید کثرت سیاسی را در جامعه پاس بداریم و وحدت را درلابهلای کثرتها جست و جو کنیم. باید متوجه ظرفیتهای قانون اساسی باشیم و تریبون صداوسیما را تنها در اختیار قشر خاصی آن هم از یک اردوگاه قرار ندهیم.
این نماینده مجلس هفتم با اشاره به واقعه سقوط هواپیمای C130 گفت: در آن زمان ما مجلس هفتم ودر کمیسیون فرهنگی اصرار داشتیم دیه شهدای اين حادثه پرداخت شود. در موارد اخیر هم کسی باید متولی شود، باید از وقایع اخیر عذرخواهی شود وبا دلجویی و ملاطفت، رد مظالم صورت گیرد.
وی با طرح این پرسش كه چطور ما نسبت به کشتهشدگان و شهدای نقاط دیگر دنیا حساسیت داریم، ولی نسبت به کشتهشدگان کشور خود حساسیت نداریم، گفت: چرا بايد نسبت به این مساله اینقدر بیتفاوت باشيم و به فرض این که صرفا یک توهم بوده است، مگر قرار نیست مردمسالاری دینی خود را حتی در مواجهه با یک ذهنیت غلط، وجهه لطیف، دینی و الهی خود را به رخ بکشد. ولی امروز ما شاهد به رخ کشیده شدن این وجهه نیستیم و بلکه شاهد برخوردهای متناقض و دوگانه شدهایم.
افروغ با تاکید بر اینکه اگر از روز اول به مساله شورای حکمیت توجه میشد و به تمام شکایتها رسیدگی میشد شاید امروز شرایط سلب اعتماد فزاینده را شاهد نبودیم، گفت: امروز غبار تردید و دلزدگی به جامعه ما به ویژه نخبگان حاکم شده است، باید در این ارتباط کاری کرد. من نگران سلب اعتماد مردم از حاکمان نیستم ،چرا که به طور طبیعی اگر حاکمان ادای وظیفه نکرده باشد ، باید آنها را کنار گذاشت من نگران تسری سلب اعتماد از حاکمان به حاکمیت و اصل انقلاب هستم.
افروغ با تاکید بر اینکه این انقلاب آسان به دست نیامده که آسان به تاراج گذاشته شود، خاطرنشان کرد: اگر رفتار دولت مردان ما مبتنی بر اصل حاکمیت نباشد، خواه وناخواه این اتفاق به طور طبیعی برای عامه مردم رخ خواهد داد که حساب دولتمردان را به حساب اصل حاکمیت بنویسد و باید تلاش نخبگان و روشنفکران ما این باشد که این اتفاق رخ ندهد .
وی با تاکید بر اینکه باید بین اصل حاکمیت و حاکمان تفکیک صورت بگیرد و بین اصل انقلاب و سیاستها و رفتارهای برخی از دولتمردان در نظام جمهوری اسلامی تفاوت قائل شد، گفت: در این راستا نقش روشنفکران بسیار پررنگتر از بقیه است،متاسفانه صداوسیما نقش اساسی در سلب اعتماد داشته است. باید مسوولان با آن برخورد کند و معتقدم نه تنها بایستی از جان باختگان و زیان دیدگان دلجویی شود بلکه باید با مسببان سلب اعتماد مردم برخورد قضایی صورت بگیرد. چه رسانه ملی که سلب اعتماد کرده است وچه کسانی که باعث شدهاند خانوادهاي ایرانی، عزیز خود را از دست بدهد و چه کسانی که به نام نظام عملی را انجام دادهاند باید شناسایی و مجازات شوند.
اين چهره اصولگراي منتقد دولت با بیان اینکه باید رسانه ملی که نقش اساسی و نرم افزارانه در ایجاد سلب اعتماد پس از انتخابات داشته است محاکمه شود، گفت: متاسفانه شاهدیم نه تنها محاکمهای صورت نمیگیرد و اصلاح رفتار را شاهد نیستیم، بلکه روز به روز رفتارهایی که منجر به سلب اعتماد مردم از سوی حاکمیت میشود ،تداوم پیدا ميکند.
افروغ درپایان تاکید کرد: معتقدم در ادامه پیشنهاد آقای هاشمی میتوان پیشنهادهای دیگری از سوی دلسوزان نظام انقلاب و جمهوری اسلامی مطرح شود.
پایان پیام
برادران اصولگرا! صبح به خير
آيات خزعلي، مصباح، مهدوي كني و يزدي كه پيش از اين به احمدينژاد توصيه كرده بودند مشايي را بركنار كند، اكنون هم پاسخ حمايتهاي خود در انتخابات از وي را دريافت كردند و هم با گلايههاي پياپي مراجع تقليد و علماي حوزه مواجه شدهاند.
با اعلام حكم معاون اولي اسفنديار رحيم مشايي، جريان اصولگرايان حامي احمدينژاد دچار شوك عظيم شده به طوري كه روزنامه كيهان در شماره امروز خود به انتقاد كوتاهي از اين انتخاب پرداخت و ساير اصولگرايان نيز هنوز از غافلگيري خارج نشدهاند.
به گزارش خبرنگار «آينده»، روزنامه كيهان نوشت: بسياري از اصولگرايان انتظار داشتند رئيسجمهور به دليل رفتار و گفتار انتقادآميز مشايي او را از كابينه هم حذف نمايد ولي اكنون فرد دوم كابينه است و اين انتخاب بيترديد با مخالفت وسيع نيروهاي انقلابي و اصولگرا و انبوه حاميان دكتر احمدينژاد مواجه خواهد شد.
بنابراين گزارش حسين فدايي و علي زاكاني كه در پوشش جمعيت ايثارگران و رهپويان انقلاب بيشترين تلاش را در جهت سازماندهي آرا و تبليغات براي محمود احمدينژاد داشتند، مهمترين دستاورد و مطالبه خود را از اين حمايتهاي پنهان و آشكار، بركناري رحيم مشايي از دولت دهم اعلام كرده بودند اكنون با تناقض شديدي با بنده تحت امر خود مواجه شدند.
جريان حاميان احمدينژاد در مجلس نظير حسينيان، رسايي، كوچكزاده و... كه با هتاكي نسبت به شخصيتهاي نظام از هاشمي تا لاريجاني، علت حمايتهاي خود را نزديكي مواضع احمدينژاد، رهبر انقلاب اعلام كرده بودند، اكنون با انتخاب فردي به عنوان عاليترين عضو دولت پس از رئيس جمهور كه رهبر انقلاب صراحتاً در خطبههاي نمازجمعه اظهارات او درباره دوستي با مردم اسرائيل را نادرست خواندند، در سكوت خبري فرورفتهاند.
از سوي ديگر، انتخاب مشايي به عنوان معاون اول رئيس جمهور، در حالي كه وي در سه حادثه تقابل دولت نهم با مراجع يعني ورود زنان به ورزشگاه، اهانت به قرآن و اظهار دوستي با مردم اسرائيل نقش محوري ايفا كرده و موجب شده بود مراجع تقليد صراحتاً خواستار عزل او شوند، بازتاب منفي در بين چهرههاي روحاني حامي احمدينژاد گذاشته است.
آيات خزعلي، مصباح، مهدوي كني و يزدي كه پيش از اين به احمدينژاد توصيه كرده بودند مشايي را بركنار كند، اكنون هم پاسخ حمايتهاي خود در انتخابات از وي را دريافت كردند و هم با گلايههاي پياپي مراجع تقليد و علماي حوزه مواجه شدهاند.
مجتبي ذولنور و قاسم روانبخش نيز كه منتقدان جدي مشايي بودند، اكنون با تناقض مواجه شدهاند.
در اين حال يك فعال سياسي برجسته اصولگرا شب گذشته پس از شنيدن اين خبر با بيان «انا لله و انا اليه راجعون» به دوستان خود گفته است: حيف اين آبرويي كه اصولگرايان و بزرگان كشور براي احمدي نژاد خرج كردند.
وي گفته: با توجه به هزينه اي كه اصولگرايان براي حمايت از احمدي نژاد در انتخابات پرداخت كردند، اصلا انتظار نمي رفت رئيس جمهور اين چنين به اصولگرايان خسته نباشيد بگويد.
اين چهره اصولگرا افزود: با اين اقدام احمدي نژاد خستگي چند ماهه انتخابات به تن همه اصولگرايان باقي ماند و شيريني پيروزي وي به تلخي گراييد.
وي گفت: احتمالا مراجع تقليد و علماي بزرگوار حوزه بيشتر از ما از آقاي احمدي نژاد شناخت داشته اند كه حاضر نشدند از وي حمايت كرده و حتي انتخاب مجدد وي را تبريك بگويند. آنها شايد مي دانستند احمدي نژاد قرار نيست بر اساس تفكر اصولگرايي اصيل حركت كند.
اين سياستمدار اصولگرا كه در انتخابات رياست جمهوري حمايت شديدي از احمدي نژاد كرده ، گفت: آقاي احمدي نژاد با اين اقدام خود قدرداني خوبي از ما كرد.
وي گفت: ما ديگر قادر به حمايت از وي در برابر انتقادات مردم نيستيم و نمي دانيم جواب متدينيني كه ما به آنها وعده داده بوديم در صورتي كه به احمدي نژاد راي بدهند و او دوباره رئيس جمهور شود، مشايي را از كابينه كنار ميگذارد، چه بدهيم.
دولت دهم و مشکل کاهش وزن در معادلات جهانی
نویسنده : جواد ماهزاده
با اتفاقاتی که در حین و بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران رخ داد و دست دولت دهم را برای اقتدارگرایی در خارج از کشور بست، حالا دست اروپاییان برای اعمال فشار و اجماع علیه ایران گشوده تر شده و پیشبینی میشود در برخورد با مسئله هستهای ایران موضعی بالاتر از قبل اختیار کنند.
جمهوری اسلامی ایران به پشتوانه حمایت مردم موضوع دستاوردهای هسته ای اش را به پیش برده و در این باره از حمایت کلیه احزاب و گروه ها و اقشار مردمی برخوردار بوده است.
درواقع اگرچه کشورهای بسیاری به مخالفت با روند هسته ای ایران برخاسته و سعی در نظامی جلوه دادن فعالیت های هسته ای ایران داشته اند، اما این کشور به پشتوانه مردم و نیز دولت های حداکثری که طی سال های گذشته روی کار آمده اند، توانسته است رودرروی غرب بایستد و مسئله هسته ای را دستاوردی ملی و خواستی عمومی معرفی کند.
به طور حتم یکی از مهم ترین نتایج دموکراسی نیم بند ایرانی و بزرگ ترین فایده آن برای نظام جمهوری اسلامی این بوده که آرای بالای مردم و مشارکت گسترده آنان در انتخابات سیاسی به معنی مشروعیت بخشیدن به دولت های خود بوده و همین مسئله دست حاکمیت را برای مانور و چانه زنی در امور بین المللی مرتبط با منافع ملی بازتر کرده است.
چه دولت های هفتم و هشتم به ریاست سید محمد خاتمی و چه دولت نهم به ریاست محمود احمدی نژاد، دولت هایی با پشتوانه آرای بالا بوده اند؛ هر چند که تفاوت های این دو آن قدر زیاد بوده است که به دو رییس جمهور در دو اقلیم متفاوت می مانند.
شیوه اجرای دموکراسی در ایران و سازوکارهای حکومتی آن موجب پیدایش گرایش هایی از این دست و چرخش هایی چنین عجیب و غریب از سوی جامعه ایرانی بوده است. با این وصف، آنچه برای نظام مفید فایده بوده و به عنوان پشتوانه ای لازم - و نه کافی - در چانه زنی های بین المللی بر سر گره هسته ای مورد استفاده قرار گرفته است، همین اقبال عمومی و تشکیل دولتی با حداکثر آرا بوده است.
نظام جمهوری اسلامی در آستانه انتخابات دهم بیش از هر زمان دیگر نیازمند تشکیل چنین دولتی بود؛ دولتی با حداکثر محبوبیت و بیشترین اختلاف رای نسبت به سایر نامزدها. چنین اتفاقی سبب می شد تا دولتی مقتدر برای حل چالش های هسته ای و پیشبرد گفتمان ضد هولوکاست و کشاندن بازی به زمین اسراییل به مصاف غرب برود و به پشتوانه حمایت حداکثری در کشورش، اقتدار لازم - و نه کافی - را از خود بروز دهد.
روند انتخابات ریاست جمهوری به گونه ای پیش رفت تا محمود احمدی نژاد با اختلاف رای بالا نسبت به سایر رقبا به عنوان رییس جمهور معرفی شود و بدین وسیله قدرت چانه زنی و پیشبرد مطالبات خارجی از سوی ایران سرعت بیشتری به خود بگیرد.
احمدی نژاد با آرایی دو برابر رقیب اصلی اش برای بار دوم ریاست دولت را در اختیار گرفت؛ اما آنچه انتظار نمی رفت زیرسوال رفتن مشروعیت انتخابات و در نتیجه مشروعیت دولت در داخل و خارج بود. اعتراض های مردمی پس از اعلام اولیه شمارش آرا آغاز شد و نامزدهای معترض نیز قدمی به عقب نگذاشتند و از وقوع تخلف های گسترده و مهندسی شده به نفع احمدی نژاد سخن گفتند.
دامنه اعتراض ها به حدی بالا گرفت که قند را در دل غرب که بی صبرانه در انتظار نتیجه انتخابات نشسته بود، آب کرد و او را به مرادی که تمنا می کرد رساند. این مسئله به معنی حرکت معترضان در مسیر تعیین شده غرب نیست بلکه حکایت از مشکلاتی داخلی دارد که در روندی طبیعی پدید آمد اما نتیجه ای به بار آورد که دور از پیش بینی های بانیان انتخابات بود.
هم مردم و هم نامزدهای منتقد به قصد احقاق حق وارد عرصه اعتراضات شدند. از سوی دیگر رای بالای محمود احمدی نژاد نیز یک نیاز غیرقابل رد بود که اگر مخدوش یا مشکوک جلوه داده می شد، قدرت دولت را در سیاست خارجی و مقابله با اجماع غرب علیه ایران تخفیف می داد.
حاصل آن شد که احمدی نژاد صاحب رایی خیره کننده شد اما فاز دوم یعنی کسب مشروعیت گسترده و ایجاد خوف در دل بیگانگان به بهره برداری نرسید و در مدت دو هفته از انتخاب او، سیل انتقادها و پرگویی ها از غرب روانه ایران شد و انتخابات و نتیجه آن به سوژه اول رسانه ها تبدیل شد.
کشانده شدن اعتراض های مردمی از داخل به خارج از کشور و فشارهای وارده از جانب مجامع حقوق بشری درباره حوادث ایران کار را به جایی رساند که "کارل بيلت" وزير امور خارجه سوئد که کشورش رياست دوره اى اتحاديه اروپا را بر عهده گرفته، با فراغت خاطر گفت: حکومت ايران در داخل و خارج ضعيف شده است.
جمله های بعدی او اگرچه تحقیرآمیز و قابل اعتراض است اما برای درک و پیش بینی برخوردهای آتی اروپا با ایران اهمیت بالایی دارد. کارل بیلت اضافه کرد: "روشن است که جمهورى اسلامى تلاش می کند با سرکوب شديد، موقعيت خود را حفظ کند. اما نمى تواند اين حقيقت را پنهان کند که اين يک رژيم ضعيف شده است و مشروعيت آن هم در داخل و هم در خارج از دست رفته است."
به نظر می رسد که این کلام بر زبان رییس دوره ای اتحادیه اروپا جاری شده است تا به ایران بیش از پیش احساس بی وزنی و بی حسی وارد کنند. اظهارات این مقام سوئدی حکم ضربه های بی حس کننده را داشت و بعد از آن صحبت های سیلویو برلوسکونی مصداق بستن دست و پای ایران برای جلوگیری از هرگونه تحرک بود.
نخست وزير ايتاليا هم برای سخن گفتن درباره احتمال تحريم ايران از سوى کشورهاى گروه هشت هیچ ترس و تردیدی به خود راه نداد. می توان گفت حتی اگر تحریم ها با مخالفت های چین و روسیه مواجه شود و به عمل درنیاید، آنچه به طور مستقیم و بی پرده از زبان دو مقام بلندپایه اروپایی درباره ایران بر زبان آمد، خود زهرچشمی به شمار می آمد تا به ایران تفهیم شود که "هر تصمیم و تحریمی محتمل است و دولت ایران برای بروز واکنش و مقابله به مثل ضعیف شده و حتی از مشروعیت داخلی بی بهره است"
از سوی دیگر ایران کوشید تا با اعمال فشار بر سفارت بریتانیا و محکوم کردن دخالت های آنان در امور داخلی کشور، تا اندازه ای آب رفته را به جوی بازگرداند اما مطابق آنچه در یک کاریکاتور آمده بود، غول چراغ جادو سه آرزوی ایران را برآورده کرده بود و قادر به برآورده کردن چهارمی نبود.
به این ترتیب اتحاديه اروپا علاوه بر محکوم کردن سرکوب تظاهرات در ايران، پاسخی قاطع درباره دستگیری کارکنان سفارت بریتانیا داد و تأکید کرد که هرگونه آزار و ارعاب کارمندان خارجی یا ایرانی سفارتخانه های کشورهای عضو اتحادیه با واکنش شدید و جمعی اروپایی ها روبرو خواهد شد. ایران این پیام را گرفت و بازداشت شدگان خارجی یک به یک راهی خانه هایشان شدند.
با این وصف به نظر می رسد که هنوز زمینه برای اعمال قدرت بین المللی توسط ایران مهیا نیست و در عوض فضا برای امتیازگیری غرب از این کشور مساعد است. می توان گفت حتی اگر چین و روسیه به ایجاد شکاف در اجماع هشت کشور صنعتی اقدام کنند، این نیز خود هزینه هایی را از جانب دو کشور فوق به ایران تحمیل می کند. به طور حتم مخالفت چین و روسیه با تصمیم های اروپایی هزینه بردار است و این امر موجب می شود تا قدم های بعدی را محتاطانه تر بردارند.
به هر شکل روند انتخابات ریاست جمهوری در ایران به گونه ای پیش رفت که از دستیابی به نتیجه مورد نظر یعنی پا گرفتن دولت دوم احمدی نژاد با حمایت گسترده داخلی و برای ایفای نقش قدرتمندانه در ماجرای هسته ای بازماند و به تعبیر آن کاریکاتور خارجی می بایست با همان آرزوهای برآورده شده اش سر کند. آیا آرزوی چهارم بازگشت به وضعیت سابق است؟
حضور در سياست جهاني با کدام اصول؟ //عباس عبدي
۲۱ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۴۲
آنطورکه مقامات اجرايي کشور برآمده از انتخابات گفتهاند، نتايج اعلاني در 22 خرداد، سرمنشأ تحولات عظيم جهاني هم خواهد بود، از اين رو بيش از پيش خود را براي مديريت فعال جهاني آماده ميکنند چرا که ساختن ايران را در گرو مشارکت در مديريت بينالمللي ميدانند.
براي چنين مشارکتي و تعامل يا تقابل با نظام بينالمللي، بايد اصول راهنماي سياست خارجي خود را نيز اعلان کرد. براي مثال مهمترين اصلي که سياست خارجي بايد بر محور آن بچرخد چيست؟ منافع ملي يا دفاع از مسلمانان؟ روشن است که در موارد متعددي ميان اين دو اصل تعارضي نيست، اما موارد زيادي هم پيش ميآيد که نميتوان ميان اين دو اصل سازش برقرار کرد و لزوما بايد يکي را بر ديگري ترجيح داد در اين صورت اصلي كه ترجيح داده ميشود كدام است؟
در تجربه دو دهه گذشته ايران با مواردي از اين تعارض مواجه ميشويم. ايران در قضاياي بوسني و هرزگوين و ديگر مناطق مسلماننشين بالکان به شکل کاملا فعالي وارد عمل شد و از مسلمانان آنجا در برابر صربها و ديگر اقوام و مذاهب دفاع کرد. اين سياست ايران هم به لحاظ مالي و هم نيروي انساني و حتي نظامي و هم تبليغاتي در حد وسيع و گستردهاي اجرا ميشد. در مقابل، همزمان در برابر اتفاقات و جنايات رخ داده در چچن سکوت شد، در حالي که ظلم و ستمي که بر مردم چچن وارد ميشد به دلايلي كمتر از آن چيزي نبود که بر مسلمانان بالکان روا داشته ميشد.
به جز چچن، به طور سنتي و عادي حکومت ايران در دفاع از مردم فلسطين و لبنان، نهتنها فعال بوده بلکه در عرف سياسي پيشتاز اين حمايت هم محسوب ميشود، به گونهاي که حتي از برخي جناحهاي فلسطينيها هم در اين مسير فلسطينيتر محسوب ميشود و اين حمايت طبعا همهجانبه نيز بوده است. اما در همين روزها مردم سينکيانگ که مسلماناني بسيار مظلوم هستند و هيچ امکان ارتباطي و تبليغي هم براي رساندن صدايشان به گوش دنيا ندارند، در حال کشته شدن هستند و تاکنون بيش از 150 نفرشان کشته شدهاند و ميتوان حدس زد به ازاي 150 کشته، چند هزار زخمي بايد باشد، اما دريغ از يک خبر و موضعگيري رسمي و حتي غيررسمي در نمازجمعه! و حتي از درج خبر صحيح و بيان مسلمان بودن کشتهها هم اجتناب ميکنند، چه رسد به اينکه موضع جدي اتخاذ کنند و جالب اينكه براي كشته شدن يك زن مصري در آلمان انواع تظاهرات و اقدامات شده است و البته اگر اين تظاهرات دولتي نبود و در همه موارد رخ ميداد بسيار هم موثر ميبود.
در زمان قضاياي بالکان، تظاهرات و سخنرانيها در مذمت آن جنايات بيان ميشد و آقاي جنتي يکي از فعالان اين عرصه بود، اما ظاهرا خون مردم مسلمان مشرقزمين و دورافتاده در مناطق مرکزي آسيا، به رنگيني مسلمانان مغربزمين که در کنارههاي دانوب زندگي ميکنند نيست و نه تنها ارزش تظاهرات ندارند بلکه شايسته يک جلسه فاتحه هم نيستند. و شايد در نظر آقايان زنان محجبهاي که در سينکيانگ به دست کساني که اعتقادي به خدا ندارند مورد تعدي قرار ميگيرند، در مقايسه با دعواهاي مذهبي منطقه بالکان بياهميت و فاقد ارزش خبري و سياسي است؟
وقتي که بخش مهمي از مسلمانان از جمله همين کشور همسايه ما يعني ترکيه، نسبت به اين اتفاقات اعتراض کرده و همسبتگي خود را نشان دادهاند، چرا در ايران سکوت محض حاکم است؟
مساله اين يادداشت اين نيست که حتما دولت ايران را موظف کند که در برابر اين جنايات موضعگيري تندي انجام دهند، چرا که ميدانيم اگر دهها برابر اين تعداد از مسلمان هم از سوي دولت مرکزي چين کشته شود، دولت ما قادر نيست حتي يک اعتراض شفاهي هم بکند اما پرسش اصلي در جاي ديگري است:
1 - چرا اجازه داده نميشود که جامعه ايران مستقل از اراده قدرت و دولت، مثل ترکيه در برابر اين وقايع واکنش مستقلي از خود نشان دهد؟
2 - اگر اصل محوري سياست خارجي دفاع از مسلمانان است، چرا در برابر اين اتفاقات تاثرآور سکوت کردهايد؟ و اگر محور اصلي منافع ملي است، در اين صورت با چه منطقي ميتوان سياستهاي ديگري را که به اسم دفاع از مسلمانان مطرح ميشود در ذيل منافع ملي توضيح داد؟ مشکل اصلي اين است که وقتي سياست خارجي از مبناي واحد و مشترکي پيروي نکند، هر موضعي که بر اساس اين سياست دوگانه اتخاذ شود، نتايج منفي خود را دارد، بدون آنکه نتايج مثبت آن را شاهد باشيم. روشن بودن اصول سياست خارجي و اجراي آن، حتي اگر اين اصول مورد سوال باشند، از اجراي اصولي متعارض و دوگانه بهتر است. پس براي حضور در سياست جهاني، اصول خود را اعلان کنيد.
ایران رتبه هشتم وابستگی به دلارهای نفتی
۲۰ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۵۳
سحام نیوز: اوپك در تازه ترين گزارش خود با اعلام وابستگي 74 درصدي اعضاي اين سازمان به درآمدهاي نفتي اعلام كرد، ايران از اين نظر در جايگاه هشتم و پايين تر از كشورهاي كويت و عربستان قرار گرفته است.
كشورهاي عضو اين سازمان وابستگي شديدي به درآمدهاي نفتي دارند و اين امر باعث شده است تا در برابر نوسانات قيمت نفت شديدا آسيب پذير باشند.
وابستگي اعضاي اوپك به درآمدهاي نفتي از 48 درصد تا 99 درصد تغيير مي كند.
امارات كمترين وابستگي به درآمدهاي نفتي را در ميان اعضاي اين سازمان دارد. ميزان وابستگي اين كشور به درآمدهاي نفتي در حدود 48 درصد برآورد شده است.
عراق نيز با رقم 99 درصدي بيشترين وابستگي به درآمدهاي نفتي را در ميان اعضاي اوپك دارد.
به گزارش فارس، ايران از نظر وابستگي به درآمدهاي نفتي در جايگاه هشتم اوپك قرار دارد. ميزان وابستگي ايران به درآمدهاي حاصل از فروش نفت خام 81 درصد عنوان شده است.
وابستگي ساير اعضاي اوپك به درآمدهاي نفتي به اين شرح اعلام شده است: نيجريه 98 درصد، كويت 97 درصد، آنگولا 96 درصد،ونزوئلا 95 درصد، عربستان 93 درصد، ليبي 92 درصد، قطر 70 درصد، اكوادور 64 درصد، الجزاير 61 درصد.
متوسط وابستگي اعضاي اوپك به درآمدهاي نفتي نيز 74.3 درصد برآورد شده است.
چرا هشدار بایدن جدی گرفته شد؟
سیاست > دیپلماسی - اظهارات اخیر جوزف بایدن، معاون اوباما ، درباره ایران فضایی را به وجود آورد که اسراییلیها تصور کردند تغییراتی در سیاستهای آمریکا در قبال ایران در حال وقوع است.
هفته پیش بایدن اعلام کرده بود،آمریکا نمیتواند به اسراییل دیکته کند که چه سیاستی را در پیش گیرد.به خصوص زمانی که موجودیت کشورش تحت خطر قرار میگیرد.
به عبارت روشنتر سخنان معاون اوباما بیانگر این پیام بود که اگر حملهای علیه تأسیسات هستهای ایران از سوی اسراییل صورت گیرد،آمریکا واکنشی نسبت به این قضیه از خود نشان نخواهد داد.با این اوصاف اینگونه به نظر میرسد که چرخشی نمایان در سیاستهای آمریکا در قبال ایران به وجود آمده است.
اما اظهارات بایدن از چند جنبه قابل بررسی است.او برخلاف سایر سیاستمداران آمریکایی مخالف سختگیری در قبال ایران بود.در ژانویه سال 2004 سناتور بایدن با کمال خرازی، وزیر امور خارجه وقت ایران در جریان نشست داووس در سوییس دیدار و گفتگو کرد.ملاقاتی که در نوع خود به لحاظ خصومت سیساله میان دو کشور بسیار نادر به نظر میرسید.بایدن در آن ملاقات تصریح کرد که به خوبی متوجه نگرانیها و دلمشغولیهای ایران در خصوص تأمین امنیت است.
در اکتبر 2008 یعنی کمی پیش از انتخاب اوباما،جو بایدن در تماسی تلفنی پیامی برای صادق خرازی،سفیر ایران در فرانسه ارسال کرده بود که نشاندهنده لحن و شیوه مسالمتآمیز وی در برخورد با ایران بود.
بایدن در کنار شمار محدودی از سیاستمداران آمریکایی از جمله سناتور جان کری و همچنین آنتونی لیکز رییس سابق شورای امنیت ملی آمریکا طی سالهای متمادی از اتخاذ شیوهای معتدل و منطقی و اجتناب از تندروی در برخورد با ایران حمایت کرده است.
اینکه سیاستمدار میانهرو دیروز،لحن امروز خود در برابر ایران را تندتر کرده است،مسئلهای است که کمی غیرعادی به نظر رسیده و از همین رو بود که سخنان وی از سوی تهران جدی گرفته شد.
برخی بر این اعتقادند که کاخ سفید خود را برای انتخاب مجدد احمدینژاد آماده کرده بود. اما با این حال علیرغم تلاشهای صورت گرفته، وقایع بعد از انتخابات،امیدهای به وجود آمده در احیای روابط میان دو طرف را از بین برد و از سویی مواضع واشنگتن در جریان وقایع پس از انتخابات سبب شد که ایران با محکوم کردن سیاستهای مداخلهجویانه واشنگتن،گفتگو با "شیطان بزرگ" را برای مدتی به وادی فراموشی بسپارد.
اما در میان مسئلهای که عجیبتر به نظر رسید،اظهارات ژنرال مایک مولن رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا بود.در مدت زمانی که بایدن در حال تحریک اسراییل برای حمله به ایران بود،مولن سعی در آرام کردن اوضاع داشت.او بر این اعتقاد است که هر گونه حمله نظامی علیه تأسیسات هستهای ایران میتواند برای کل منطقه فاجعهبار به بار آوروده و ناآرامیهای آن،گریبانگیر همگان خواهد شد. اما از میان دو اظهار نظر بایدن و مولن، تنها سخنان بایدن بود که توجه همگان را به خود جلب کرد.
چنین اظهاراتی زمانی مطرح میگردد که اسراییل با اعزام یکی از زیردریاییهای خود به دریای سرخ،قصد دارد تحرکاتی در این منطقه صورت دهد. این نکته را نیز به یاد داشته باشیم در صورتی که اسراییل قصد حمله نظامی به ایران را داشته باشد،میتواند به آسانی همراهی و کمک برخی از کشورهای منطقه را نیز در کنار خود داشته باشد.
شاید بتوان دلیل هشدارها از سوی مقامات آمریکایی را تنها وارد آوردن فشار بر ایران دانست.فشاری با این مضمون که": در صورت عقبگرد به مواضع گذشته آن هم در اوضاعی ناآرام ، نتایج ناخوشایندی را برای ایران دربلندمدت و کوتاه مدت به همراه خواهد داشت".
مولف:ژرژ مالبرونو،ستوننویس فیگارو
ترجمه:زهرا خدایی / 6 ژوئیه 2009
خبرگزاری دولت مدافع مسلمان کشی دولت چین
سیاست > دیپلماسی - در حالی که کشتار مسلمانان چینی در"سین کیانگ" ، موجی از نفرت را در جهان اسلام و افکار عمومی دنیا علیه سیاست های سرکوبگرانه دولت مرکزی چین برانگیخته است ، خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) ، معترضین مسلمان چینی را متهم کرد که از سوی آمریکا تحریک شده بودند ، زیرا ایالات متحده با بهره گیری از الگوی انقلاب های مخملی ، در صدد تضعیف چین بوده است.
به گزارش عصر ایران،ایرنا ، بدون اشاره به سرکوب وحشیانه و خونین معترضین مسلمان ، در جای جای تحلیل(!) خود تصریح می کند که «پشت پرده ناآرامی های "سین کیانگ" ایالات متحده قرار دارد» و ریشه این وقایع را «باید در افزایش قدرت ملی چین به خاطر بیش از سه دهه رشد اقتصادی و تلاش ایالات متحده برای کاستن از این افزایش قدرت جستجو کرد.» و می نویسد: «مدل اقتصادی چین به دلیل درونزا بودن و ویژگی های منحصر به فردی که دارد کار مقابله را برای غربی ها با دشواری مواجه کرده است؛ چینی ها هرگز به برنامه صندوق بین المللی پول و بانک جهانی عمل نکردند و سرنوشت خود را به نهادهای غربی که هیچ اعتمادی به صداقت آنها نیست نسپردند به همین دلیل به بحران بزرگ شرق آسیا گرفتار نشدند. این دلایل باعث شده است که آمریکایی ها به عنوان آخرین راه حل وحدت و یکپارچگی داخلی چین را هدف بگیرند.»
این خبرگزاری که گویا به جای این که خبرگزاری "جمهوری اسلامی" باشد ، ترجیح داده است نقش خبرگزاری دولت کمونیستی چین را ایفا کند ، در تحلیل خود به دفاع از عملکرد دولت پکن در قبال مسلمانان این کشور پرداخته و نوشته است که «مسلمانان چینی ، توان حضور در مناصب حکومتی را دارند، سخنگوی وزارت خارجه چین از ترک های مسلمان سین کیانگ است، مردم منطقه همگی اذعان دارند که در دوران رشد اقتصادی علیرغم اینکه از مراکز صنعتی شرق کشور دور هستند وضعیت معیشتی آنها بهبود یافته است.»
البته ایرنا ، به این نکته که دولت چین ، اخیراً مساجد "سین کیانگ" را بسته و مانع از برگزاری مراسم دینی در آنها می شود و حتی از سفر مسلمانان به حج عمره نیز جلوگیری کرده است ، نپرداخته و با اشاره به این که برخی معترضین مسلمان چینی ، در مقابل دوربین های خبری، انگلیسی صحبت می کرده اند ، نتیجه می گیرد که ناآرامی های اخیر چین را به هیچ وجه نمی توان مذهبی قلمداد کرد و پای خارجی ها در میان است.
این خبرگزاری حتی به اعتراف مقامات پکن مبنی بر کشته و زخمی شدن بیش از یکهزار "مسلمان" چینی ، (آمار غیر رسمی فراتر از این است) نیز کوچک ترین اشاره ای نمی کند و می نویسد:«رسانه های غربی تلاش زیادی برای دامن زدن به این درگیری ها انجام داده اند و سعی کردند به مانند ماجرای تبت در وسعت ماجرا مبالغه را به نهایت برسانند.»
مسلمانان چين و انقلاب مخملي //معصومه ابتکار
۲۰ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۲۴
گفتم که روزگار عجب بازيهايي دارد! انقلاب اسلاميتا سالها هر جا که مسلمانان و مستضعفين تحت فشار و ظلم قرار ميگرفتند عکسالعمل نشان ميداد. اما در سالهاي اخير ميبينيم که اين آرمان در ارتباط با بلوک شرق تعديل ميشود. در يکي، دو روز گذشته درگيريهايي در چين شاهد اين مدعاست. مسلمانان چيني در پافشاري براي اجراي عدالت در مورد دو نفر از هموطنان اويغوري خود که ماه گذشته در کارخانهاي کشته شدند دست به اعتراضات مسالمت آميزي زدند که با مقابله گروهي از غيرمسلمانان چيني و پليس به خاک و خون کشيده شده است. البته دهها ميليون مسلمان چيني سالهاست که به تبعيض و بيعدالتيهاي کمونيستها نسبت به خود معترضند. پکن مسلمانان محلي اويغور را مسوول درگيريهاي اخير ميداند، اما ما چرا؟ ايرنا خبرگزاري دولتي ايران در خبر خود در اين مورد هيچ اشارهاي به مسلمان بودن معترضان نميکند و به رويش هم نميآورد که يکي از اعتراضات در مسجد عيدکا در شهر کاشغر صورت گرفته است. اين البته اولين بار نيست که چنين برخوردي روي ميدهد. در سالهاي اخير دولت در مورد بسياري از درگيريها که مسلمانان طي آن تحت فشار قرار گرفتهاند مانند کشتار شيعيان کشميري يا مسلمانان چچن سکوت اختيار کرده است.اخبار رسيده از چين حاکيست که پليس به صورت انبوه اقدام به دستگيري تظاهرکنندگان و فعالان مسلمان کرده و تعداد کشتهها به بيش از ١۵٠ نفر رسيده است؛ علاوه بر پليس نيروهاي شبه نظامي نيز در سرکوب مسلمانان نقشآفريني ميکنند؛ سرويسهاي تلفن همراه و اينترنت قطع يا کند شده است؛ بسياري از وبلاگها و سايتهاي ارتباط اجتماعي مانند توييتر فيلتر شده و دولت چين ادعا ميکند که معترضان از خارج از کشور تغذيه ميشوند! همچنين دولت مدعيست که راهپيمايي اعتراضآميز مسلمانان به اغتشاش کشيده شده و خبرگزاريهاي دولتي چين مرتب تصاويري از آتشسوزي خودروها و مغازهها به دست مسلمانان چين پخش ميکنند. تلويزيون دولتي چين نيز با افرادي مصاحبه ميکند که عليه اغتشاشگران صحبت ميکنند.نميدانم آيا با توجه به شباهتها، اين هم از مصاديق سرکوب يک انقلاب مخملي محسوب ميشود يا خير؟!
موسوی به ریاست مجلس میاندیشد
در هر شهری که انتخابات میان دورهای مجلس برگزار شود، میرحسین باید کاندیدا شده و پس از ورود به مجلس، حتی در سال آخر، ریاست مجلس را از آن خود کند.
شفاف: گفته میشود میرحسین موسوی و نزدیکانش پس از اغتشاشات اخیر، تصمیم گرفتهاند از روشهای جديدتري برای کسب قدرت استفاده کنند.
يك روزنامه حامي دولت مدعي شد ، یکی از اعضای ارشد ستاد موسوی اخیراً در جلسهای با تأکید بر درستی پیشبینی سعید حجاریان، گفته است: «ما باید از شورای شهر شروع کنیم. اشتباه بود که یک مرتبه از ریاست جمهوری برای کسب قدرت حرکت کردیم. ما در این دوره از شورای شهر باید برخی چهرههای جدید و همسو با خود را وارد شورا کنیم.
روزنامه جوان در این خصوص ادامه داده است: پس از آن نیز نوبت مجلس است که اکثریت را به دست آوریم. انتخابات اخیر نشان داد که ما برای رأی آوردن در شورای شهر و مجلس مشکلی نداریم» یکی دیگر از نزدیکان موسوی نیز در این جلسه گفته است: «ریاست مجلس برای آقای موسوی هرچند کوچک است اما باید آرام آرام پیش برویم. »
وی ادامه داده است: «در هر شهری که انتخابات میان دورهای مجلس برگزار شود، میرحسین باید کاندیدا شده و پس از ورود به مجلس، حتی در سال آخر، ریاست مجلس را از آن خود کند.»
در همين حال منابع نزديك به اصلاح طلبان معتقدند خبري كه روزنامه جوان منتشر كرده فارغ از واقعيت است . به عقيده آنان برخي رسانه هاي حامي دولت قصد دارند مهندس موسوي را دوستدار قدرت نشان دهند و تحقيرش كنند .
واکنش عضو فراکسیون اصولگریان مجلس شورای اسلامی مبنی بر تشکیل یک حزب سیاسی توسط مهندس میر حسین موسوی
فرارو- عضو فراکسیون اصولگریان مجلس شورای اسلامی در واکنش به انتشار اخباری مبنی بر جدیت مهندس میر حسین موسوی برای تشکیل یک حزب سیاسی تاکید کرد که اگر قرار است این حزب به اپوزوسیون علیه نظام تبدیل شود هرگز فرزندان نظام،امام و ولایت اجازه نمی دهند که این افراد به اهداف شوم شان دست پیدا کنند.
پس از انتخابات ریاست جمهوری و حواشی آن شایعاتی بسیاری درباره رایزنی «میرحسین موسوی» (شاخص ترین نامزد منتقد این دور از انتخابات ریاست جمهوری) و چند تن از اعضای ستاد انتخاباتی اش برای ایجاد یک حزب سیاسی فراگیر مطرح شده است که این موضوع با واکشن های متفاوتی از سوی موافقان و مخالفان روبرو شده است.
در همین حال فاطمه آجرلو نماینده کرج و عضو فراکسیون اصولگریان مجلس در واکنش به این اخبار و شایعات در گفتگو با فرارو گفت:« اتفاقاتی که در انتخابات ریاست جمهوری افتاد تا زمان برگزاری انتخابات یک امر عادی و رقابت انتخاباتی میان جریان های درون نظام بود که نوعا هم نسبت به گذشته متفاوت بود.»
وی افزود: «ولی بعد از انتخابات دیگر به نظر نمی رسید که جریان شکست خورده، جریان دورن نظام است و به راحتی هدایت از بیرون را می شد در اعتراضات آنها مشاهده کرد.»
این نماینده مجلس با تاکید بر رصد و تحلیل دقیق اتفاقات پس از انتخابات، نوع مخالفت های که صورت گرفت و شعارهای که در این مخالفت ها مطرح شد گفت: «افرادی در کنار آقای موسوی این جریان را هدایت می کردند که حتی انشعاب از درون جبهه اصلاحات به عنوان جریانی متشکل از افراد و گروهای که به اصل نظام و انقلاب ولایت فقیه اعتقاد دارند را دنبال می کردند.»
وی با بیان اینکه این بحثی است که نمی توان به راحتی از کنار آن عبور کرد گفت: «امروز این افراد می خواهند در سایه یک حزب به یک سری از حرکت های هدایت شده به وسیله کسانی که نامحرم به انقلاب هستند را دنبال کنند.»
آجرلو با تایکد بر اینکه «نفس تشکیل حزب خوب است» گفت: « ولی اگر قرار است این حزب به اپوزوسیون علیه نظام تبدیل شود و یا مخالفت ها را علیه نظام در قالب تشکیلات در درون نظام ساماندهی کند و کسانی که در طول سالیان اخیر از قطار انقلاب خارج شدند را دور هم جمع کند غیر قابل قبول است و هرگز فرزندان نظام، امام و ولایت اجازه نمی دهند که این افراد به اهداف شوم شان دست پیدا کنند.»
پيشنهاد مرعشي به میر حسین موسوي
در حالي كه زمزمه تشكيل حزب سياسي توسط نخست وزير دوران امام(ره) فضاي سياسي كشور را تحت الشعاع قرار داده است، سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي به ميرحسين موسوي پيشنهاد داد به جاي حزب سياسي به فكر تشكيل جبهه سياسي باشد.
حسين مرعشي در گفتوگو با خبرنگار ايلنا، با اشاره به احتمال تشكيل حزب سياسي توسط موسوي گفت: موسوي بهتر است هم به لحاظ فني و هم به لحاظ سياسي يك جبهه سياسي تشكيل دهد.
وي در خصوص ويژگيهاي جبهه سياسي گفت: جبهه سياسي نياز به مصوبه جديد ندارد و احزاب،شخصيتهاي حقوقي و حقيقي و مردم علاقهمند ميتوانند در اين جبهه عضو شوند.
عضو شوراي مركزي حزب كارگزان سازندگي، فراگيري جبهه را بيشتر از حزب دانست و گفت: جبهه سياسي از آن جا كه فراگيرتر از حزب سياسي است و احزاب،مردم و شخصيتهاي فكري مستقل را پوشش ميدهد با واقعيات موجود هماهنگتر است.
وي با اشاره به همراهي افرادي كه با موسوي هستند،گفت:جمعي كه پشت سر موسوي هستند عملا قدرت تشكيل يك جبهه سياسي را دارند تا يك حزب سياسي.
مرعشي همچنين احتمال احياي حزب جمهوري اسلامي توسط مير حسين موسوي را دور از ذهن دانست و گفت: احياي حزب جمهوري اسلامي توسط مير حسين موسوي با واقعيات موجود هماهنگ نيست، و بخش مهمي از نيروهاي سياسي همراه موسوي از جمله افراد حزبي و جمعيتهايي هستند كه از قبل با او بودند و اكنون هم فعال هستند.
وي تاكيد كرد: موسوي عملا رهبري يك جبهه سياسي متشكل از افراد عادي علاقه مند به كشور و حفظ دستاوردهاي نظام از جمله آزادي را برعهده دارد و به نظر من همين واقعيات را بايد رسميت داد.
مرعشي همچنين با انتقاد از برخوردهايي كه با فعالان سياسي بعد از تحولات انتخابات صورت پذيرفت،خاطر نشان كرد: برخي در تلاش هستند كه در كشور تك صدايي را حاكم كنند و به هيچ عنوان حركتهاي اعتراضي مردم را بر نميتابند.
موسوی و بزرگترین حزب تاریخ ایران
تشکیل یک حزب فراگیر توسط میرحسین موسوی رهبر جریان منتقد در ایران از زوایای مختلف دارای اهمیت می باشد.
میرحسین موسوی دارای پشتوانه رای بسیار بالا در ایران می باشد او توانست کسانی را پای صندوق رای بیاورد که تا کنون کسی قادر به انجام آن نبود ایشان به همراه همسر خود خانم دکتر رهنورد به چهره های ماندگار در تاریخ ایران تبدیل شده اند. میرحسین در بین تمامی منتقدین، فرهیختگان و رهبران سیاسی احزاب و تشکل های خارج از دولت مورد احترام بالایی است. ایشان سیاست مدار شجاعی است که در بین مردم جایگاه ویژه ای دارد. همگی می دانند که چنانچه میرحسین موسوی فراخوانی برای راهپیمایی در تهران بدهد و به او مجوز بدهند میلیونها نفر در این راهپیمایی شرکت خواهند کرد در راهپیمایی ۲۵ خرداد که مجوز نداده بودند به شدت شایع شده بود که حق تیر صادر شده و به شدت با راهپیمایان برخورد خواهد شد حدود ۲ میلیون نفر در خیابان و میدان آزادی تجمع سکوت برپا کردند. آنچه در ایران به شدت کمبود آن احساس می شود و جای خالی آن منجر به ناهنجاری های جبران ناپذیری برای کشور شده وجود یک حزب بزرگ است. جمع اعضا و هواداران رسمی احزاب ایران به ۱۰هزار نفر هم نمی رسد. حزبی که موسوی تشکیل دهد قادر است چند میلیون عضو رسمی داشته باشد. چنانچه مهندس موسوی هر چه سریعتر با همراهی خانم رهنورد، آقایان خاتمی و افراد توانمند و مقبول و مناسب دیگر حزبی ثبت کنند قادر خواهند بود بر تمامی معادلات کشور تاثیرات عمیق داشته باشند. می توانند برای افراد ساکن در مناطق دور دست و شهر های کوچک و روستاها برنامه های فرهنگی و روشنگرانه داشته باشند می توانند در تمامی انتخابات بعدی حضور موفق داشته باشند می توانند در شورای شهر، مجلس ، ریاست جمهوری و مجلس خبرگان رهبری جایگاه مهم خود را به نمایش گذارند و با برنامه های بلند مدت برای اعتلای ایران و اسلام عزیز تلاش کنند. این حزب تا ده ها سال دیگر ماندگار خواهد بود این حزب میراث بزرگی است که توسط موسوی برای نسل های آینده به یادگار خواهند ماند. این حزب می توانند تلویزیون، روزنامه، هفته نامه های استانی و موسسات فرهنگی و خیریه تحت پوشش داشته باشد. اعضای این حزب با پرداخت حق عضویت و حمایت های مادی و معنوی پایه های این حزب محکم خواهند بمود. مشخصا افراد سازمان یافته ای سعی در نفوذ در حزب و ایجاد دو دستگی خواهند کرد و این یک روند قابل انتظار در کشورهای جهان سوم از جمله ایرام می باشد. حزب در جارجوب های قانونی و قبول نظام جمهوری اسلامی فعالیت خواهد نمود و ثابت می کند این نظام از طرفیت های بسیر بالایی جهت مردم سالاری دینی برخوردار است
کیهان: شجریان مهره خوبی برای اجنبی و استعمار انگلیس است
سیاست > انتخابات - روزنامه کیهان در مقاله ای بار دیگر به محمد رضا شجریان ، حمله کرد.
این روزنامه نوشت: درپی درج یادداشتی تحت عنوان «یاران را چه شد؟، سخنی با محمدرضا شجریان» در تاریخ دهم تیرماه در صفحه ادب و هنر کیهان، تعدادی از اساتید برجسته موسیقی ایران در تماس تلفنی با کیهان از پشت پرده پروژه تخریبی دشمن در حوزه موسیقی خبر دادند.
یکی از خوانندگان برجسته موسیقی سنتی که نخواست نامش عنوان شود در این باره به کیهان گفت: پس از اعلام نتایج انتخابات تماس های مکرر تلفنی از سوی مجریان شبکه های ماهواره ای خارجی و برخی افراد در داخل داشتم و از من خواستند به نتایج اعلام شده انتخابات اعتراض کنم.
این استاد آواز ایرانی تصریح کرد: افرادی که به تحریک ما می پرداختند برای این که ما را بیشتر وادار به عکس العمل کنند به محمدرضا شجریان اشاره می کردند و می گفتند آقای شجریان را ببینید که چگونه با صراحت به نتایج انتخابات اعتراض نمود و به رئیس صدا و سیما نامه نوشت!!
این خواننده معروف در پاسخ به خبرنگاری که از انگلیس با وی تماس گرفته بود گفت: ما ایرانی مسلمان هستیم و مانند کسانی که با شما همکاری می کنند وطن فروش نیستیم.
یک خواننده دیگر نیز که در زمره برجستگان آواز ایرانی محسوب می شود به کیهان گفت: وقتی که تلویزیون یکی از آهنگ های مرا بر روی تصاویر حضور گسترده مردم در نماز جمعه هفته گذشته تهران پخش می کرد تماس های پی درپی از داخل و خارج داشتم و از من می پرسیدند که چرا به صدا و سیما اعتراض نمی کنید؟ مگر شما از استاد شجریان کمتر هستید؟!
یکی دیگر از اساتید موسیقی هم می گفت که تماس های تلفنی به شماره منزل و موبایلم برای اعتراض به نتایج انتخابات آنقدر زیاد بود که تا چند روز گوشی تلفن همراهم را خاموش کردم.
یک آهنگساز پیشکسوت موسیقی ایرانی نیز در تماس با کیهان ضمن اشاره به این تماس ها، افراد تماس گیرنده با هنرمندان موسیقی را برخی شبکه های ماهواره ای ضد انقلاب، تعدادی از خبرنگاران و سردبیران روزنامه های زنجیره ای مدعی اصلاح طلبی و برخی چهره های با نفوذ در جبهه اصلاحات عنوان می کند.
با این حال باید اذعان داشت که پای بندی و تعهد بسیاری از اساتید موسیقی ایران به میهن اسلامی با توجه به نقدهای جدی که به متولیان موسیقی کشور وارد است، و چاپ به موقع یادداشت کیهان خطاب به محمدرضا شجریان در همسو شدن وی با جریان های برانداز و ضد انقلاب آن سوی مرزها سبب خنثی شدن ترفند دشمن در حوزه موسیقی و ناکام ماندن آنان از سوءاستفاده از هنرمندان پاک و بی غل و غش این حوزه گردیده است.
گفتنی است که محمدرضا شجریان در جریان آشوب های اخیر علیرغم نامه به رئیس صدا و سیما برای عدم پخش آثارش از رسانه ملی، با بی بی سی فارسی هم به گفت وگو پرداخت و مردم را از نتایج انتخابات اخیر ریاست جمهوری در بهت و حیرت خواند. مصاحبه کوتاه شجریان با بی بی سی در همان ایام و به مدت چند روز و هر نیم ساعت یک بار از رسانه استعمار پیر پخش می شد و هم اینک نیز این گفت وگو در سایت فارسی بی بی سی قرار دارد.
شجریان در این مدت به مهره مناسب اجنبی و استعمارگر پیر مبدل گردید که ماموریت اهداف پشت پرده دولت انگلیس را در جامعه موسیقایی ایران به انجام رساند. این در حالی است که بسیاری از اساتید برجسته موسیقی حاضر به وطن فروشی نشدند.
بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در اعتراض به ادامه بازداشت فعالان سیاسی
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به ادامه بازداشت فعالان سیاسی اعتراض کرد
تنها کودتاچیان هستند که به هنگام کودتا خود را از رعایت حقوق مردم بی نیاز می بینند
پايگاه اطلاع رساني سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران: سازمان مجاهدين انقلاب با صدور جديدترين بيانيه خود نسبت به ادامه بازداشت فعالان سياسي و ساير دستگير شدگان اخير اعتراض كرد.
متن كامل اين بيانيه در پي مي آيد:
بسم الله الرحمن الرحيم
اکنون بیش از سه هفته است که از اجرای کودتای از پیش طراحی شده علیه آرای ملت به مهندس میرحسین موسوی می گذرد. در این مدت، کودتایی که در آغاز گمان می رفت کودتایی مخملی است، به خون ریخته شدة دهها تن از شهیدان، جوانان، زنان و مردان ایران بر سنگفرش خیابان ها رنگین شد و هزاران مجروح و صدها زندانی بر جای گذاشت. اقتدارگرايان پاسخ مردم آزادیخواه ایران را که با رأی انتخاباتی خویش به نامزدهای اصلاح طلب، به حاکمیت اقتدارگرایان استبدادطلب "نه" گفته بودند، با خشونت پاسخ گفتند. اکنون ما نه با یک تقلب سازمان یافته و مهندسی شدة گسترده و رسوا، که با کودتایی تمام عیار مواجهيم. قطع خطوط ارتباطی و متوقف ساختن گردش غیر دولتی اطلاعات، حاکمیت علنی و کامل سانسور بر همة رسانه های مکتوب، دیداری و شنیداری، ایجاد وضعیت فوق العاده و برقراری نوعي حکومت نظامی اعلام نشده در تهران و ديگر شهرهاي کشور، به صحنه آوردن نمایش های کهنه و تاریخ مصرف گذشتة اعتراف گیری و اجرای شوهای تلویزیونی و بالاخره هجوم به اجتماعات و حتی جلسات اساتید دانشگاه در محیط های در بسته و بازداشت های وسیع و غیرقانونی مردم از همة قشرها و طبقات اجتماعی معترض به تقلب در میان طرفداران نامزدهای اصلاح طلب و از جمله دستگیری و به زندان انداختن شخصیت های سیاسی و حزبی، دانشجویان و استادان، روزنامه نگاران، حقوقدانان، هنرمندان، فعالان حقوق بشر و زنان، تنها به جرم حمایت از آقایان موسوی و کروبی و استفاده از حق مسلم و قانونی خود در اعتراض مسالمت آمیز، قانونی و مدنی نسبت به سرقت آرای انتخاباتی ملت.
اینک پس از گذشت نیمة پنهان کودتای ضد انتخاباتی در ایام پیش از 22 خرداد، نیمة آشکار آن را پس از 22 خرداد تجربه می کنیم. نیمة آشکاری که سرشت خشونت آمیز خود را بویژه از روز شنبه 30 خرداد به نمایش گذاشته است.
اگر آنچه در 22 خرداد رخ داد به راستی انتخاباتی آزاد و دموکراتیک و منصفانه بود، دیگر چه نیازی به سرکوب و بگیر و ببند داشت؟ چه نیازی به خشونت علیه مردمی که آرام و در سکوت از حق قانونی اعتراض به نتایج رسوای انتخابات استفاده می کردند؟ چه نیازی به آتش گشودن بر روی مردم و حملة نیروهای نظامی و لباس شخصی ها به اموال عمومی و انتساب آن به مردمی که شعور، فرهنگ و مدنیت آنان در راهپیمایی های چند میلیونی آرام و مسالمت آمیز، جهانیان را شگفت زده کرد؟ چه نیازی به گماردن مأمورین سانسور در چاپخانه ها، قطع تلفن های همراه و پیام کوتاه؟ و و و . کدام کاندیدای پیروز در یک رقابت انتخاباتی آزاد، سالم و منصفانه را سراغ دارید که از فردای پیروزی، ماشین سرکوب خود را علیه مردم و نامزدهای رقیب و حامیان آنها بکار اندازد؟ اعتراضات قانونی مردم را به خاک و خون کشد، مطبوعات مستقل را محدود کند و احزاب قانونی مخالف را تهدید و با هجوم وحشیانه شبانه به منازل رهبران و شخصیت های حزبی و سیاسی رقیب، آنان را بر خلاف ابتدائی ترین حقوق انسانی و شهروندی و علی رغم مسلم ترین قوانین اساسی و عادی دستگیر و روانة زندان های نامعلوم و سلول های انفرادی کند؟
تنها کودتاچیان هستند که به هنگام کودتا خود را از رعایت بدیهی ترین حقوق مردم و صریح ترین اصول و مواد قانونی بی نیاز می بینند. گروهی که با ادعای قانون گرایی، معترضان به تقلّب انتخاباتی را متّهم به نادیده گرفتن قانون می کند، اکنون خود به عنوان بزرگترین و گستاخ ترین قانون شکن، با اتکاء به زور و زندان و سرکوب، عملاً همة قوانین اساسی و عادی را در زمینة حقوق بشری، شهروندی و سیاسی حامیان نامزدهای اصلاح طلب لگدمال ساخته و به اثبات رسانده است که کاندیدای اقتدارگرایان، نه تنها برای شکست نامزد رقیب و چنگ اندازی نامشروع و غیرقانونی بر قدرت، از همة حمایت های نهادی، سیاسی، مالی، رسانه ای و نرم افزاری غیرقانونی برخوردار بوده است بلکه از این امکان نیز بهره مند است که احزاب و شخصیت های حامی رقبای انتخاباتی خود را بدون اعتناء به اصول مصرّح قانون اساسی و مواد قوانین عادی به زندان بیفکند و تحت انواع فشارها قرار دهد.
نگاهی به شخصیت های بازداشت شده و زندانی که همگی از حامیان نامزدهای اصلاح طلب هستند به خوبی حكايت از طرز تفكر و عملكرد اقتدارگرايان را برملا می سازد. شخصیت هایی که یا از رهبران و اعضای احزاب و سازمان های قانونی شناخته شده هستند و یا به گروه های اجتماعی، علمی، هنری، دانشجویی و مطبوعاتی اصلاح طلب تعلق دارند. برخی از آنان نمونه وار عبارتند از:
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران: مهندس بهزاد نبوی، مصطفی تاج زاده، صادق نوروزی، فيض الله عرب سرخي، جواد امام، مجید نیری و تعداد دیگری که طی روزهای اخیر با اخذ وثیقه و ... آزاد شده اند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی: محسن میردامادی، سعید حجاریان، عبدالله رمضان زاده، محسن صفایی فراهانی، داوود سلیمانی، سعید شیرکوند، علی تاجرنیا.
حزب کارگزاران سازندگی: محمد عطریانفر، هدایت الله آقایی، جهانبخش خانجانی
ستادهای حامی میرحسین موسوی: محسن امین زاده، محمدرضا جلایی پور، شهاب طباطبایی، سمیه توحیدلو
حامیان آقای کروبی: محمدعلی ابطحی، احمد زید آبادی، عبدالله مومنی، محمد قوچانی، عیسی سحرخیز
نهضت آزادی: محمد توسلی، عماد به آور، محمدباقر علوی
حقوقدانان: کامبیز نوروزی، عبدالفتاح سلطانی، محمدعلي دادخواه
و شماری نامعلوم از دانشجویان، استادان، هنرمندان، روزنامه نگاران، زنان و ...
بسیاری از بازداشت شدگان زندانی، شخصیت های شناخته شده و با سابقه در انقلاب و جمهوری اسلامی هستند.
مهندس بهزاد نبوی عضو شورای مرکزی و سیاسی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، نامی آشنا برای همة مبارزان راه آزادی، استقلال و عدالت در شکنجه گاهها و زندان های رژیم استبدادی پیش از انقلاب و یکی از کادرها و مدیران برجسته جمهوری اسلامی پس از انقلاب است. کینة اقتدارگرایان و راست گرایان افراطی از او به نخستین سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی باز می گردد. آنان در طول سی سال گذشته کوشیده اند تا با طرح توطئه های گوناگون و انتساب اتهاماتی رنگارنگ به او و پرونده سازی های متعدد برای وی از جمله در ماجرای بیانیة الجزایر، انفجار نخست وزیری، پتروپارس و ... خود را از شّر شخصیت آزاده و مستقل و زبان صریح و حق گوی او خلاص کنند امّا هر بار تیرهای زهرآگین آنان کمانه کرد و بر پیشانی توطئه گران پرونده ساز نشست. اینک او را تنها به جرم همراهی با مردم و حمایت از میرحسین موسوی و فعالیت خالصانه برای پیروزی دموکراتیک کاندیدای منتخب مردم به بند کشیده اند. بدون تردید این بار نیز هرگونه پرونده سازی و طرح اتهاماتی واهی علیه وی حاصلی جز رسوایی بیشتر و شکست برای قدرت طلبان نخواهد داشت. پنجاه سال مبارزه پیگیر، صادقانه و شجاعانة مهندس نبوی در راه آزادی و استقلال ملت و پیروزی انقلاب و استقرار و حفظ جمهوری اسلامی در راستای اصول و آرمان های اصیل اسلامی و خط ضد استبدادی- استعماری- استثماری امام خمینی (س)، در پرونده مهندس نبوي ثبت شده است.
به بند کشیدن دکتر سعید حجاریان، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت از وجه دیگری عمق بی رحمی اقتدارگرايان را آشکار می سازد. سعید، جانباز اصلاحات و قربانی ترور و خشونت اقتدارگرایان، اینک بر روی ویلچر و در حالی که به راحتی قادر به تکلم نبوده و برای انجام ساده ترین کارهای شخصی مانند حرکت کردن و غذاخوردن، نیازمند پرستار است، در سلول انفرادی به سر می برد و وضعیتی خطرناک و بحرانی دارد.
مصطفی تاج زاده اصلاح طلبی است پیگیر که اردوگاه استبداد از دوران اصلاحات به خاطر پایمردی وی بر حقوق ملت در مقام معاونت وزارت کشور کینة او را به دل گرفته است. کینه ای که در اثر مجادلات روشنگر و مقالات افشاگر او بویژه طی چهار سال اخیر، عمیق تر و سیاه تر شده است.
اینان تنها نمونه ای از دهها شخصیت اصلاح طلب و آزادیخواهی هستند که اکنون توسط اقتدارگرايان زنداني شده اند. اقتدارگرايان به خوبی می دانند که اینک اکثریت ملت در مقابل آنان قرار گرفته است و از آنجا که علی رغم سرکوب انجام شده، نمی توان همة مردم را روانة زندان کرد، نمایندگان شجاع و فرزندان صادق آنان را به قصد انتقام گیری از اکثریتی که به نامزدهای اصلاح طلب رأی داده اند و به منظور مخدوش کردن جنبش سبز و مدنی ضد استبدادی ملت در زنجیر کرده است. متأسفانه جريان ضد انتخاباتی موجود نه تنها استقلال همة احزاب، مطبوعات و رسانه ها، مراجع روحانی و شخصیت های دینی و سیاسی را هدف گرفته است بلکه حتی حداقل اختیار و استقلال قوة قضائیه را نیز سلب کرده است، به طوری که رئیس قوة قضائیه و دادستان کل کشور از بازداشت های خودسرانه و دستگیری های ضد قانونی گسترده اخیر ظاهراً اظهار بی خبری کرده و صریحاً خود را بی اختیار می خوانند، هر چند چنان عذری نمی تواند رافع مسئولیت های آنان در پیشگاه خدا و مردم باشد، زیرا حداقل امکانی که آنان برای عمل به وظیفة وجدانی، قانونی و شرعی خود دارند، استعفای از مناصب مذکور و برچیدن دامن خود از آلوده شدن به ستمی است که بر ملت می رود.
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران ضمن تقبیح این همه قانون شکنی، ظلم و تعدي علیه مردم و فرزندان آنان و ضمن محکوم کردن تمامی بازداشت های غیرقانونی و نقض ابتدایی ترین حقوق قانونی زندانیان، که پس از گذشت هفته ها، نه تنها از حق دیدار و تعیین وکیل محروم مانده اند، بلکه بعضاً حتی خانواده های آنان نیز کوچک ترین اطلاعی از حال و وضعیت آنان ندارند، دستگاههای امنیتی و نظامی حاکم و شخص آقاي احمدي نژاد را مسئول حفظ سلامتی و جان آنان می داند و خواهان آزادی فوری و بی قید شرط همة بازداشت شدگان و زندانیان سیاسی و انتخاباتی است.
وسیعلم الذین ظلموا ایّ منقلبٍ ینقلبون
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
20/4/88
كروبي: تا در این مقام هستید بازداشتشدگان را آزاد کنید
مهدي كروبي با انتشار نامهاي خطاب به آيتالله هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه از او خواست تلاشهاي خود را براي آزادي روزنامهنگاران و زندانيان سياسي كه در حوادث اخير بازداشت شدهاند افزايش دهد. متن كامل نامه كروبي در پي ميآيد:
حضرت آيتالله هاشمي شاهرودي
رياست محترم قوه قضائيه
با سلام و احترام
همانطور كه ميدانيد اصل جمهوريت از اصول اساسي نظام است و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني(ره) نيز با توجه به تجربه صدر مشروطيت كه جرياناتي با راي و حاكميت مردم مخالف بوده و راه به استبداد ميبردند و به قول مرحوم آيت الله نائيني كه استبداد ديني را بدترين نوع استبداد ميدانست،فرمودند «ميزان راي ملت است» و با چنين اعتقادي بود كه بهرغم وجود نگرانيها نسبت به سلامت انتخابات در عرصه اين انتخابات حضور يافته و مردم را نيز به حضور گسترده در اين عرصه دعوت كردم، اما سرنوشت انتخابات به گونهاي رقم خورد كه جمهوريت نظام زير سوال رفت. اينك نگرانيهاي بنده نسبت به انحراف در جمهوري اسلامي از آرمانهاي بنيانگذار آن موجب شد تا همانطور كه چندي پيش همطراز شما درحكومت به دفاع از جمهوريت و اسلاميت نظام ميپرداختم امروز در جايگاه ديگري در مقام دفاع از آن برآيم. با توجه به قضاياي اخير بعد از انتخابات و بنابر اينكه ايام پاياني مسئوليت جنابعالي در قوهقضائيه ميباشد، تكليف شرعي و مسئوليت شهروندي اقتضا مينمايد كه در اين زمنيه مطالب و نكتههايي را به عرض برسانم تا توسط آن جناب به عنوان عاليترين مقام قضايي كشور به كار بسته شود تا در پيشگاه خداوند متعال سربلند و در نزد ملت و بندگان مظلوم او روسفيد باشيم.
انتخابات اخير رياستجمهوري كه حماسه 22 خرداد را آفريد فرصت مبارك و مغتنمي بود كه ميتوانست موجب تامين و افزايش مشروعيت نظام جمهوري اسلامي ايران در داخل و خارج از كشور شود و همگرايي قومي، جناحي و وحدت ملي را تضمين نمايد،معالاسف [...] و ملت بزرگ ايران را دلسرد و افسرده ساخت. چنانچه مسئولان امر به درستي، انتخابات اخير را هدايت ميكردند اين مشاركت و حضور 85 درصدي مردم سرمايه بزرگي بود كه براي ساليان دراز وحدت ملي، تفاهم اجتماعي و شكوفايي اقتصادي كشور را تضمين مينمود، اما اكنون همان سرمايه تبديل به ابزاري خطرناك جهت ايجاد تفرقه، واگرايي ملي، افسردگي سياسي، سوءظن و بياعتمادي اجتماعي و ركود اقتصادي گرديده است. در مشاركت 55 تا 60 درصدي دورههاي گذشته هميشه نيمي از آرا و گاهي بيشتر آن متعلق به جناح اصلاحطلب بود و اين بار نيز حضور بينظير 85 درصدي مردم براي تغيير وضع موجود بود، اما سرنوشت انتخابات به گونهاي رقم خورد كه ظاهرا به زعم آقايان 25 درصدي كه در هيچ انتخاباتي شركت نميكردند هم براي اين آمدند كه مبادا دولت فعلي تغيير كند!
بنابراين متعاقب انتخابات و اعلام عجولانه و غيرقانوني نتيجه آن ميليونها نفر از مردم به روند غير اخلاقي و غير قانوني برگزاري انتخابات اعتراض كردند كه مسئولان امر ميتوانستند با برخورد صحيح قانوني به پاسخگويي پرداخته و همگان را اقناع نمايند و شكايت نامزدهاي معترض را به صورت بيطرفانه بررسي كنند [...]. معترضان به نتيجه انتخابات غيرقانوني را دسته جمعي بازداشت كردند، شبانه به خانههاي مردم حمله و به تخريب وسايل نقليه اشخاص پرداختند و حتي عدهاي را ربودند. به حريم كوي دانشگاه حمله كرده و [...]. شماري از اين اقدامات توسط لباس شخصيها و شمار ديگر توسط [...] صورت گرفت. بدين ترتيب بود بيآنكه سخني گفته شود نوعي [...] را بر كشور تحميل كردند.
به نظر من مسئولاني كه با تدارك اين تحركها زمينهساز حوادث خونين پس از انتخابات شدند بايد پاسخگو باشند؛ زيرا با ضرب و زور راديو و تلويزيون [...] نميتوان جاي شاكي و متهم را عوض كرد. حركت مسالمتآميز مردم ايران بزرگتر از آن است كه با نسبت دادن به خارج يا گروههاي طرد شده از مردم بدنام شود. عاملان و مسئولان دولتي هم فرض كه با [...] و تهديد بخواهند موقتا اين موج را خاموش كنند، ولي با آتش هميشه زيرخاكستر چه خواهند كرد؟ [...] چرا فكر نميكنند كه دوره اين روشها به سر آمده است و ملت ايران، ملت خميني و ياران انقلاب اسلامي بالاخره نخواهند گذاشت نظام جمهوري اسلامي برآمده از خون دهها هزار شهيد در [...] بماند؟ ممكن است كه كروبي را هم به ديار فاني بفرستند، اما ملت زنده ميماند و حق خود را ميگيرد. من از مقامات دلسوز نظام ميخواهم كه اجازه ندهند اين روشها كه به زيان كشور و نظام است ادامه يابد.
حضرت آيتالله شاهرودي در اين راستا اقدام حضرت عالي و قوه قضائيه و همچنين مجلس محترم براي تشكيل كميته تحقيق جاي بسي تقدير و تشكر دارد. تشكيل كميته پيگيري از سوي شما معنايش اين است كه مسئوليت اين كارها را نميپذيريد و متوجه بخشهاي ديگري ميدانيد كه چندان در اختيار شما نيست، اما ميدانيد كه در هر صورت شما رئيس قوه قضائيه هستيد و نبايد در روزهاي پاياني مسئوليت خود اجازه دهيد كه در كارنامهتان چنين اتفاقاتي ثبت شود. با توجه به اين همه قانون شكني و نيز دستگيري ناموجه و نگهداري غير قانوني صدها شهروند ايراني در بازداشتگاهها و استقلال قوه قضائيه گويا سنگيني مسئوليتها بيش از آن است كه تصور ميشود. شمار زيادي از بازداشتشدگان بيماران و حتي زنان باردار و شماري از آنان از مسئولان نظام در ردههاي مختلف طي دهههاي اخير بودهاند. و اين در حالي است كه هيچ كدام از آنان از حق قانوني انتخاب وكيل و مذاكره با او برخوردار نبوده و محل نگهداري اكثريت آنها براي خانوادههايشان معلوم نيست و حتي سلامت بسياري از آنان هنوز براي وابستگانشان محرز نميباشد. همه اينها موارد نقض آشكار قانون بوده و با اصول 22، 23،24،27، 32، 37، 38 و 39 قانون و صراحت ماده 125 قانون آيين دادرسي در تناقض است كه توسط دولتمردان كنوني نقض شده و متاسفانه تاكنون واكنشي از سوي قوه قضائيه به نقض قانون نشان داده نشده است. [...] هيچ كس مخالف اصل نظام جمهوري اسلامي نيست، همه معترضان به نتيجه انتخابات با اصل نظام موافقند و مدافع آن ميباشند. آنها تنها به روند انتخابات و مصادره آراي خودشان معترض بوده و خواستار رسيدگي قانوني و بيطرفانه به اعتراضشان ميباشند. پس چرا بايد آنان را اغتشاشگر، وابسته به خارج و به اصطلاح برانداز مخملي ناميد؟
اين دردآور است كه متوليان و دولتمردان از طرفي مشاركت 40 ميليوني مردم را به رخ دنيا ميكشند و ميگويند اختلافات هم يك اختلافات درون خانوادگي است و از طرف ديگر با [...] اعتراض قانوني آنان پرداخته و هرگز مانند عضو يك خانواده با آنان برخورد نميكنند. مگر خداوند متعال نميفرمايد كه با همديگر مهربان باشيد، اين چه رحم و رافت و همدلي و مهرباني است كه همه ابعاد آن ضرب و شتم، [...] معترضان عضو درون اين خانواده است؟
حضرت آيت اللههاشمي شاهرودي با توجه به اينكه حضرت عالي به عنوان فقيهي وارسته و عادل و آزادمنش شناخته ميشويد و به عنوان رئيس فاضل و فرهيخته قوه قضائيه از استقلال و بيطرفي برخوردار ميباشيد و روزهاي پاياني دوره مسئوليت شما در اين قوه است،اگر مشكل بازداشت شدگان اخير در دوره حضرت عالي به طور سريع حل و فصل نشود عواقب غيرقابل پيشبيني زيادي براي آن متصور است. بنابراين با توجه به تدبير و تجربه جنابعالي اگر تا زماني كه در اين مقام حضور داريد براي پيگيري آزادي بازداشت شدگان اخير اقدام عاجل نفرماييد ممكن است مسئول جديد قوه قضائيه تا بخواهد مستقر شود و بر امور مسلط گردد و تا روند طبيعي نقل و انتقالات مديريتي طي شود عده زيادي از اين بيگناهان همچنان در بلاتكليفي بمانند و حقوق شهروندان تضييع شود. بنابراين از جناب عالي به عنوان رئيس قوه قضائيه خواهشمندم كه دستور فرماييد تا هر چه سريعتر مقدمات تبديل قرار بازداشت شدگان فراهم شود تا اين عزيزان به آغوش خانوادههاي خود بازگشته و گامي موثر در جهت تفاهم و وحدت ملي برداشته شود. انشاءالله
سانسور شدید اظهارات آیت الله استادی در نمازجمعه قم در رسانه های دولتی
سیاست > چهره ها - تقریبا هیچ یک از رسانه های دولتی و حامی دولت اظهارات آیت الله استادی در مورد رفتار افراطی یک روحانی حامی احمدی نژاد را منتشر نکرده اند.
این رسانه ها در حالی مبادرت به این سانسور خبری کردند که اقدام رسانه های مستقل را نیز کذب خواندند .
آیت الله استادی امام جمعه موقت قم ضمن بیان بیماری خود و توضیح لزوم استراحت چند ماهه به رفتار طلابی که با سازماندهی معممی تندرو به نام قاسم روانبخش پس از انتخابات 22 خرداد اقدام به تظاهرات کرده بودند شدیدا اعتراض کرد و با لحنی گلایه آمیز گفت چرا با این افراد برخورد نمی شود؟
رسانه های دولتی نه تنها این خبر را سانسور کرده اند بلکه به منتشرکنندگان این خبر نیز اعتراض کرده اند که چرا دلیل عدم حضور آیت الله استادی را در نمازجمعه قم منتشر کرده اند.
گفتنی است در هفته های قبل از انتخابات با وجود حساسیت شدید فضای کشور نماز جمعه قم بدون حضور آیات جوادی آملی، امینی و استادی برگزار شد . دلیل این عدم حضور، اعتراض به رفتار عده ای در نمازجمعه قم که علیه آیت الله جوادی آملی شعار داده بودند اعلام شد اما رسانه های دولتی از انتشار هر نوع خبری در این زمینه خودداری کردند.
حمله آیت الله استادی در نمازجمعه قم به رفتار حامیان افراطی دولت
سیاست > چهره ها - آیت الله رضا استادی اعلام کرد تا ابتدای ماه محرم از هرگونه سخنرانی، منبر، درس و اقامه نماز جمعه خودداری خواهد کرد.
به گزارش روزنامه اعتماد این استاد جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در نماز جمعه این هفته قم با انتقاد شدید از برخی حامیان احمدی نژاد و شاگردان مصباح یزدی گفت تا ابتدای ماه محرم سکوت خواهد کرد. او البته تجویز پزشکان را علت خودداری اش از هر نوع سخنرانی عنوان کرد، اما پیشتر اخباری مبنی بر انصراف آیت الله جوادی آملی، آیت الله امینی و استادی از حضور در نماز جمعه شهر قم منتشر شده بود.
آیت الله استادی روز جمعه به جز اعلام سکوت طولانی مدتش، به تندی از اقدام «قاسم روانبخش» در راه اندازی یک راهپیمایی مقابل جامعه مدرسین حوزه علمیه در قم انتقاد کرد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نماز جمعه قم آیت الله استادی به جایگاه و قداست حوزه علمیه قم اشاره کرد و گفت؛ «حوزه علمیه قم یک حوزه یی است که شورا، مدیریت، جامعه مدرسین، مراجع و... دارد و نمی شود هر فردی از هر گوشه یی از حوزه بلند شود و با سخنان بیهوده فکر کند دارد از رهبر حمایت می کند.» وی گفت؛ «انجام این کارهای خودسرانه نه تنها خدمت نبوده بلکه خیانت است.»
آیت الله استادی با اشاره به برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری گفت؛ «انتخابات در قم به خوبی و با حضور پرشور مردم برگزار شد و پس از آن نیز هیچ گونه اعتراضی نشد، اما بعد از سه روز یک طلبه بیان می کند که ما می خواهیم راهپیمایی برگزار کنیم.» وی افزود؛ «حوزه، استاندار، معاون استاندار، دفتر مقام معظم رهبری در قم و... مخالف برگزاری این راهپیمایی بودند اما این روحانی به حرف هیچ کس گوش نکرد و کار خود را انجام داد.»امام جمعه قم گفت؛ «چرا این روحانی با احساسات پاک مردم و طلاب بازی کرد؟ چرا هیچ دستگاهی نیست که با او برخورد کند؟» وی افزود؛ «افرادی که در این راهپیمایی ها که پس از انتخابات توسط این روحانی تشکیل شد، شرکت کردند باید استغفار کنند.» آیت الله استادی در ادامه به امضای طومارها اشاره کرد و گفت؛ «به مردم سفارش می کنم که ببینند چه کسی متن این طومار را نوشته و چه هدفی را دنبال می کند، بعد آن را امضا کنید.»
گفتنی است مسوول نشریه پرتو سخن و از شاگردان محمدتقی مصباح یزدی فراخوانی را برای برپایی راهپیمایی در قم ارائه داد. این دعوت در یکی از روزنامه های اصولگرا تبلیغ شد. جمعی از طلاب از مقابل مدرسه فیضیه قم به سمت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم راهپیمایی کردند ولی تعداد آنها چندان پرشمار نبود.
رویانیان: عده ای آشغال می گویند ـرهبر، نظام و قانون را باید تغییر داد
رویانیان: عده ای آشغال می گویند ـرهبر، نظام و قانون را باید تغییر داد
سرمایه: «بلوار کشاورز به بالا منطقه بحران است» (فرمانده ناجای کشور، 19 تیر 88، ایسنا) و «یک عده آشغال می گویند این رهبر، نظام و قانون را باید تغییر داد.»(رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی کشور، 19 تیر 88، ایرنا)
این دو جملاتی است که دو مقام عالی رتبه انتظامی کشور در تحلیل وضعیت اجتماعی ك سیاسی موجود بیان کرده اند.
تحلیلگران مستقل مسائل اجتماعی معتقدند نخستین گام برای تلطیف وضعیت بحران «عدم تحریک» حریف مقابل است.
این تحلیلگران در ارزیابی سخنان رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی کشور معتقدند اگر رویانیان معتقد است برخی دنبال تغییر نظام و رهبری هستند و برای موضع گیری علیه آنان احساس تکلیف می کند، باید آنان را با مستندات اتهام و با نام و نشان به افکار عمومی معرفی کند تا در فضای تنش آلود کنونی، قاطبه منتقدان انتخاباتی، مصداق اتهام رویانیان تلقی نشوند.
ضمن اینکه حتی اگر افراد مورد نظر رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی کشور وجود خارجی داشته باشند، زیبنده یک مقام انتظامی جمهوری اسلامی نیست که با چنین ادبیاتی آنها را مخاطب قرار دهد و پرونده متهمان احتمالی باید در مراجع قضایی و با رعایت حقوق شهروندی مورد رسیدگی قرار گیرد.
پروفسور محمود آخوندی حقوقدان برجسته با «غیرقانونی» خواندن استفاده از کلمات توهین آمیزی چون «آشغال» در سخنان رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی، به روزنامه «سرمایه» گفت: «متاسفانه هم اکنون کسانی در راس کار هستند که نه به ارزش های اجتماعی اهمیتی می دهند و نه اطلاعی از حد و حدود حقوقی و قانونی خود دارند. استفاده از کلمات توهین آمیز به وسیله یک شهروند معمولی نسبت به شهروندی دیگر جرم است چه برسد به اینکه یک مقام انتظامی این توهین را براساس اتهام ثابت نشده ای علیه دیگران، بر زبان آورد.»
این پروفسور حقوق و پدر آیین دادرسی کیفری ایران، در ادامه به روزنامه «سرمایه» گفت: «استفاده از ادبیات اهانت آمیز نسبت به مردم، نخبگان و حتی متهمان و مجرمان غیرقانونی و مغایر با حقوق شهروندی است.»
به گزارش «ایرنا»، سردار رویانیان روز گذشته در مراسم 34 شهید روستای کاکرود از توابع بخش رحیم آباد شهرستان رودسر گیلان، گفت: «یک عده آشغال می گویند این رهبر، نظام و قانون را باید تغییر داد. ما مگر مرده ایم، کسانی که با اوباما، بوش، مبارک نامبارک دستشان در یک کاسه بوده، مگر می گذاریم در این کشور علی تنها بماند؟»
احمدی مقدم،فرمانده انتظامی کشور، با عنوان اینکه «دشمن با گسترش فرهنگ لیبرال دموکراسی در جامعه تلاش گسترده ای را به عنوان تهاجم فرهنگی آغاز کرده است»، گفت: «امروز برخی از افراد ایستادن در صف دشمنان را برای خود افتخار می دانند.»
به گزارش ایسنا فرمانده ناجای کشور سپس به منطقه بحران خیز تهران اشاره کرد و گفت: «فاصله بلوارکشاورز تا شمال شهر تهران، «منطقه بحران» است. متاسفانه بخشی از نخبگان شهر تهران در این منطقه زندگی می کنند و رنگ صندوق در این منطقه به نفع رقیب بود. این افراد که با بدنه اجتماعی ارتباط خوبی نداشته، تصور می کنند چون 91 درصد مردم در این منطقه به آقای موسوی رای داده اند، پس آرا در کل کشور اینگونه بوده است.»
شیرزاد عبداللهی کارشناس آموزش و پرورش و یکی از «نخبگانی» که در همین منطقه زندگی می کند، به این جمله بسنده می کند: «آقای احمدی مقدم ظاهراً در اظهارنظرهای سیاسی به جایگاه خود به عنوان فرمانده نیروی انتظامی توجه چندانی ندارند و گرنه به عنوان یک نظامی، اظهارنظر سیاسی و جانبدارانه نمی کردند. نیروی انتظامی باید در دعواهای سیاسی بی طرف باشد و به وظایف ذاتی و حرفه ای خود عمل کند.»
اما سید محمود میرلوحی، معاون وزیر کشور سابق، سخنان احمدی مقدم را ناشی از «عدم قدرت شنوایی صدای مردم که فراتر از یک منطقه و محله است» ارزیابی می کند و به «سرمایه» می گوید: «پی ریزی دیوار فرضی ایشان میان شمال شهری ها و جنوب شهری های تهران محکوم به شکست است.»
او با بیان اینکه «فرمانده ناجا برای یکپارچگی و وحدت فضای متشنج موجود، باید از «ادبیات» تلطیف شده ای استفاده کند یا حداقل اظهارنظرهای تفرقه آمیز بیان نکند» به روزنامه «سرمایه» گفت: «متاسفانه برخی از مسوولان نمی خواهند باور کنند که صدای این اعتراض تنها از منطقه بلوار کشاورز به بالا که به زعم ایشان «منطقه بحران» است، مختصر و محدود نمی شود بلکه امروز می بینیم افرادی که خواهان تغییر وضعیت موجود هستند در شهرستان ها و روستاها، در مناطق تهرانپارس، آریا شهر، پونک، باقرخان، ستارخان، جمهوری، انقلاب و آزادی و... نیز حضور پررنگ دارند. اینکه ایشان حامیان تغییر را به «شمال شهری های تهران» محدود می دانند به نوعی نادیده گرفتن روستاییان و شهرستانی ها و مردم مناطق دیگر است .»
این تحلیلگر مسائل اجتماعی و سیاسی با «بی فایده خواندن» تقسیم بندی ها و تحریک اقشار فقیر و غنی علیه یکدیگر، ضمن «خطرناک خواندن» این نوع واکنش های پلیسی در قبال مردم معترض، گفت: «جامعه ایران یکپارچه است و قاعده ظروف مرتبط در مورد جامعه ایران حاکم است یعنی هم اکنون از همه جای ایران صدای اعتراض و ندای تغییر خواهی، به طور یکپارچه شنیده می شود. همین که خانواده و بازمانده های شهدای نامدار انقلاب مثل بهشتی و همت و... نیز به صف «تغییر خواهان» پیوسته اند نشانگر آن است که آرمان های مردم از سال 57 تاکنون تغییر نکرده است و مردم همچنان طالب همان آرمان های صدر انقلاب هستند.»
او که عضو شورای صیانت از آرای دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری نیز بود، در پایان گفت: «ما معتقدیم نه تنها تفرقه اندازی میان شمال شهری ها و جنوب شهری ها بی فایده است، بلکه باید تلاش کرد جنوب شهری ها هم به رفاه اجتماعی و اقتصادی شمال شهری ها برسند نه اینکه شمال شهری ها را به خاطر داشتن رفاه بیشتر، تقبیح یا فقرا را نسبت به آنها تحریک کنند.»
چندی پیش و در آستانه دهمین دور انتخابات، 75 تن از جامعه شناسان ایران برای نخستین بار در تحلیلی جامعه شناختی به انتقاد از عملکردهای اجتماعی و فرهنگی دولت نهم پرداختند و حمایت خود را از سیاست های دموکراسی خواهانه میرحسین موسوی، اعلام کردند. بنا به تحلیل دکتر منوچهر آشتیانی، جامعه شناس برجسته و تحصیلکرده آلمان، این بیانیه نماد تحرکات اجتماعی ك سیاسی است که هم اکنون در بطن جامعه دیده می شود. او در گفت وگوی خود با «سرمایه» می گوید: «سخنان احمدی مقدم ناشی از این تصور غلط است که گمان می کنند، شمال شهری های تهران، همان قشر بورژوازی کشورهای اروپایی هستند و در نتیجه دارای همان منش و فرهنگ هستند. حال آنکه ما در ایران اصلاً قشری به اسم بورژوازی یا دارای آن ویژگی ها نداریم زیرا اصلاً شمال شهری های تهران به اندازه بورژوازی های واقعی ثروتمند نیستند. آنچه که ما در شمال شهر تهران داریم، یک قشر متوسط فرهنگی و اقتصادی است و در طول تاریخ معاصر کشورها ثابت شده که همواره این قشر متوسط هستند که خواهان تغییر، توسعه و رشد هستند. برعکس آنچه که آقای احمدی مقدم گفته اند «این قشر رابطه خوبی با بطن جامعه ندارد»، برعکس دارای بهترین تحلیل و رابطه با دو قشر فرودست اقتصادی و بالادست اقتصادی هستند. قشر متوسط اقتصادی و اجتماعی هم با قشر بالا دست نشست و برخاست و تفاهم دارد و هم مشکلات قشر پایین دست اقتصادی را به خوبی درک و فهم می کند. در نتیجه این قشر ناخودآگاه، نماینده هر دو قشر دیگر هم می تواند باشد زیرا در نوسان دائمی فرهنگی میان دو قشر بالایی و پایینی قرار دارد.»
این جامعه شناس تشریح کرد: «تلاش برای محدود کردن منطقه جغرافیایی افرادی که خواهان تغییر به نفع «جمهوری» هستند از سوی نیروی انتظامی بیهوده است زیرا آنها را از واقعیت دور می کند. مردم هم اکنون خواهان دستاوردهای جمهوریت هستند که طی 30 سال گذشته آن را به دست نیاورده اند. این دستاوردها عبارتند از: انتقادگرایی، انسان گرایی، عقل گرایی و مردم سالاری. مردم می بینند به جای آنکه با انقلاب 57، به این دستاوردها برسند، به تئوکراسی رسیده اند و به جای اینکه جامعه شاهنشاهی که مردم در سال 57 در برابر آن قیام کردند از حالت مخروطی به حالت مربعی و مستطیلی تبدیل شود، همچنان در همان حالت مخروطی باقی مانده است.»
در پایان تلاش روزنامه «سرمایه» برای پاسخگویی و بیان دیدگاه های خسرو دانشجو و بیادی دو عضو شورای شهر در مورد این تعمیق شکاف طبقاتی میان شهروندان تهرانی از سوی سران انتظامی، بی فایده ماند و آن دو تنها این پاسخ را دادند: «تمایلی به اظهار نظر نداریم.»
آيت الله طاهري ديگر جزو علما نيستند
نماينده حامي احمدينژاد در پايان جلسه علني مجلس با اعتراض به محمدرضا باهنر گفت:« آقاي باهنر تمامي تلاششان را در پشت صحنه براي پيروزي ميرحسين انجام دادند و حالا كه به هدفشان نرسيدهاند، نميدانم چرا از ما ناراحت هستند.»
به گزارش خبرنگار پايگاه خبري فراكسيون خط امام(ره)مجلس«پارلماننيوز»، حميد رسايي در واكنش به اظهارات محمدرضا باهنر رئيس جلسه علني امروز، كه به وي گفته بود «نعره نكش» اظهار داشت:«باهنر به بنده گفتند كه چرا نعره ميكشم در حالي كه ايشان خودشان نعره كشيده بودند و اين در شان مجلس نبود.»
عضو فراكسيون انقلاب اسلامي افزود:«سابقه اقداماتي كه امروز از سوي آقاي باهنر شاهد بوديم، به مسئله امروز بر نميگردد. او در گذشته نيز به شكلي تبعيضآميز با نمايندگان برخورد كرده است. كما اينكه چند وقت پيش بنده در نظر داشتم تذكري را به استناد ماده 77 آيين نامه داخلي مجلس ارائه دهم، اما ايشان مانع شدند. اگر چه اين تذكر وارد بود، اما آقاي باهنر اجازه صحبت كردن به من را نداد و تريبون را قطع كرد.»
وي كه معتقد بود كه امروز نيز قصد داشته است به استناد ماده 77 به تذكر پزشكيان واكنش نشان دهد، ادامه داد:«متاسفانه آقاي باهنر به من چنين اجازهاي ندادند اما به آقاي پزشكيان اجازه دادند تا تذكرشان را مطرح كنند.»
به گفته اين نماينده تهران، اين اقدام باهنر نوعي باجدهي به پزشكيان بوده و قصد داشته است تا در جايي ديگر از اين نوع نمايندگان راي بگيرد.
رسايي در ادامه انتقاداتش به رياست جلسه علني امروز از سوي باهنر گفت:«متاسفانه آقاي باهنر تعابير اهانتباري را نسبت به من مطرح كردند.در حالي كه من هيچ اهانتي به ايشان نكرده بودم.»
اين نماينده حامي احمدينژاد در پاسخ به سئوالي كه علت باجدهي باهنر به برخي نمايندگان را جويا ميشد، گفت:«بنده اين مساله را در سايت شخصي خودم خواهم آورد و دلايلش را در آنجا منتشر ميكنم. متاسفانه آقايان اصولي را زير پا ميگذارند و تحمل تذكرات را ندارند.»
وي همچنين در واكنش به عذرخواهي باهنر از او در صحن علني گفت:«ايشان حتي در عذرخواهيشان نيز بنده را متهم به تندروي كردند و گفتند براي آنكه اصولگرايان متهم به تندروي نشوند، چنين عملي داشتهاند.»
رسايي در پاسخ به خبرنگار «پارلماننيوز» كه پرسيد آيا اختلاف شما با باهنر به دليل مواضع انتخاباتي او نيست، گفت:«من اختلافي با ايشان ندارم، اما آقاي باهنر تمامي تلاششان را در پشت صحنه براي پيروزي آقاي موسوي انجام دادند و حالا كه به هدفشان نرسيدهاند، نميدانم چرا از ما ناراحت هستند.»
عضو فراكسيون انقلاب اسلامي در پاسخ به سئوالي كه به اعتراض برخي علما نسبت به اعلام موضع نهايي شوراي نگهبان اشاره داشت، گفت:«منظورتان از علما دقيقا چه كسي است؟»
خبرنگار به سخنان امروز آيتالله طاهري اشاره كرد كه گفته بود تصدي مجدد رئيس دولت را براي دور بعد نامشروع و غاصبانه ميداند، كه رسايي پاسخ داد:«نگوييد علما چنين حرفي زدهاند، بگوييد يك نفر چنين حرفي زده است. همين كه آقاي طاهري اين حرف را زدهاند، نشان ميدهد كه ايشان ديگر جزو علما نيستند. اگر شوراي نگهبان نتواند نسبت به انتخابات نظر دهد، پس آقاي طاهري ميتواند نظر بدهد؟!»